تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


    سلام 

    دیدنت رو چند بار آخر نزدیک مزارت داشته ام ...  

    و شاید نمی آیی تا ما بیاییم ... و آرامش بگیریم ... 

     آرامشی که فقط معنایش رو دختری که در آغوش پدرش باشد می فهمد!  

    چقدر سریع یکسال گذشت و چقدر آهسته پنج سال بعد از تصادفت گذشت ... 

    پنج سال و یکسال ... 

    ای کاش بودی و فقط بودی و ما نگاهت می کردیم ... 

    نگاه مهربانی های پدرانه ات ... 

    بهم گفتی: دوست داشتم پبشتون باشم ... 

    اشک امونم نداد .... 


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : یکسال ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 2 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر